تبليغاتX
بنویس از سر خط

بنویس از سر خط

بنویس که دلت دیگه به یاد اون نیست

گفتند یافت می نشود، گشته ایم ما

گفتم:آنچه یافت مینشود آنم آرزوست

+نوشته شده در ساعتتوسط سکوت | |


دل افسرده
در گوشه ای کتاب به دست
جلدش را تنها شاهدم
میگذرم از سلام ها
آنها که خوشی ام بودند
سریع خاکستر شد
سریع دلم فسرد!
در گوشه ای کتاب به دست
گاه خیره به آسمان
گاه به درختان
در این محیط
همچنان به کتاب خیره!
دل افسرده
دوستی گذرا
در این گوشه
لای برگها پنهان
این زنجیره من است
سلول من است
زندان من است



<سکوت>

+نوشته شده در ساعتتوسط سکوت | |

از دوستان قدیمی وجدید ممنونم که یا میخندند یا دلسوزی یا نگرانی نسبت به من دارند چه اصفهان چه مشهد و چه پایتخت!

جناب مسافر: فضولی چه ارتباطی به سوال پرسیدن دارد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

حسرت پرواز عزیز:مرسی از متنهای زیبایت.

دوسته اصفهانی من:به یادت هستم.موفق باشی .

آشنای پایتخت:از سی دی ممنونم

+نوشته شده در ساعتتوسط سکوت | |


کاش بودی

دلم گرفته

کاش بودی

قصه هایت بود

قصه های پدربزرگ

عارف کمان دار

لیلی حافظ به دست

چرخ وفلک ۵تومانی

آه ازین دنیا بگسستم

آری
کاش بودی

تورامن همزبانی بود

همرازی بود

جان نثاری بود

کاش بودی

دلم گرفته


<سکوت>

+نوشته شده در ساعتتوسط سکوت | |


زیباییها زشتند

میفهمی چه غمگینم؟

خیره،گنگ

غرق درفکرخود

گریه،چشمانم را خشک کرده

نمی دانم چه بنویسم

چه بگویم

خیره،گنگ

غرق در فکرم

میفهمی چه تنهایم؟

چه غمگینم؟

نه چشم انتظار مسافر

نه حتی حسرت پروازی به دل!

خیره،گنگ

غرق در فکرم

در این اندیشه

که کاش نبودم

کاش نباشم

تو میفهمی چه پشیمانم؟

چه تنهایم؟

چه غمگینم؟

<سکوت>

+نوشته شده در ساعتتوسط سکوت | |